the doomed fallen

freedom is a lonely road

رویای کویر

  • Leyli
  • يكشنبه ۶ اسفند ۹۶
  • ۲۱:۱۹

- بهم یه جرعه کویر می‌دی؟

+چی؟ چه‌طوری؟

-بهم یه جرعه از کویر بده.

+نمی‌تونم...


جرعه شاید واقعی‌ترین پیمونه‌ای باشه که دنیا در اختیارم می‌ذاره، کمااین که ظاهرا تو عالم خواب نیاز چندانی به واقعی بودن پیمونه‌هام ندارم. اونجا خیلی چیزا هستن و حتی کافی و عادی به نظر می‌رسن ولی تو واقعیت خبری ازشون نیست. یادم نمیاد دقیقا از چه کلمه‌ای واسه مطالبه کویر ازم استفاده‌کرد. تو چه قالبی کویرُ ریخت؟ ولی یادمه جوری ازم کویر می‌خواست که انگار کویر آبه و اون سالهاست که تشنه‌ست. من نگران و با کمی حس گناه از این که نمی‌تونم بهش کویر بدم با یه نگاه طولانی و ابروهایی چین‌خورده از نگرانی زیرلب گفتم نمی‌تونم... کویر دورتر از چیزی بود که بتونم واسش به اندازه پیمونه نامعلوم ازش سوا کنم.

   با یه ترس از غریب از اتفاق‌افتادن چیزی نامعلوم‌تر از خواب پریدم. این اتفاق هرچند تکراریه و تقریبا زیاد اتفاق‌میوفته ولی این‌بار یه چیزی فرق داشت. کسی از من کویر می‌خواست! من می‌خواستم که بهش کویر بدم اما کویر غیرقابل دسترس‌تر از سطح اختیارات و توانایی‌های من بود. تصور طلب‌کردن کویر از کسی هم به همین اندازه بعید و غیرقابل تصوره...


+دوست‌داری بری کویر؟

ـآره خیلی!

چه‌طور؟

+هیچی همین‌جوری...

  • نمایش : ۴۳
  • علی ابن الرضا
    یاد کویر دکتر شریعتی افتادم ..متنوکه خوندم
    یک قطره کویر برای من تشنه کافیه چه برسه یه جرعه..
    تشنه ایم تشنه واقعا
    درسته...
    تشنه‌ایم...
    ثنا
    لیلی بانو جان مکان جدید رو تبریک میگم :))

    البته دیر تبریک گفتم منو ببخش .. چون دیر فهمیدم وب جدید زدی خودتم ک‌چیزی نگفتی کلک‌...
    عزیزممم...
    چه‌قدر خوشحال شدم...
    خیلی مرسی...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    In the end, we'll all become stories

    "Margaret Atwood"

    https://t.me/AsSheSays