یک روز نه خیلی معمولی

  • Leyli
  • شنبه ۱۲ اسفند ۹۶
  • ۱۲:۲۴

   دیروز بعد از ماه‌ها به یه لوازم‌التحریرفروشی رفتم و دست‌خالی برگشتم و این اتفاق بیشتر از چیزی که انتظارشُ داشتم آزارم داد. روز خوبی نبود. برگشتم. در اتاقمُ بستم. هر تیکه از لباسمُ یه گوشه‌ای پرت کردم و نهایتا به فاجعه‌ترین حالت ممکن از ساعت ۸ شب سعی کردم بخوابم. تمام شب هیچ پیامی رو جواب ندادم. بارها از خواب بیدار شدم تا صرفا چیزیُ پرت کرده‌باشم. عصبانیتی فروکش‌ناپذیر تمام شب در من رخنه کرده‌بود و من حتی نمی‌دونستم دلیلش چیه؟ با تمام کلنجار رفتن‌های شبانه و گریه‌های داغ و بی‌دلیل احتمالا نزیکی‌های ساعت ۱ بالاخره خوابم برد.

   صبح که از خواب بیدار شدم، هنوز دلم نمی‌خواست هیچ‌پیامی رو جواب بدم. دوتا اسمس از شقایق و ابراز نگرانیش. گوشیمم پرت کردم! هیچ نمود انسانی از هیچ‌چیزی نمی‌خواستم. تمام انسانیت به غایت آزارم می‌داد. نمی‌خواستم باشم! نمی‌خواستم بیشتر ببینم! تمام چیزی که از جو انسان‌بودن و انسان‌زیستن دیده‌بودم برای تمام عمرم کفایت می‌کرد. ترجیح می‌دادم تو زندگی دیگه‌ام یه پرنده باشم البته نه شترمرغ!!! نیم‌ساعت بعد بی‌اختیار داشتم دنبال گوشیم می‌گشتم! علی‌االظاهر تمام شعارهای دوربودن از انسانیت صرفا برای نیم‌ساعت اعتبار داشت.

   دنبال گوشی گشتن تو فاجعه‌ای تو کف اتاق جریان داشت کار بی‌هوده‌ای بود. یه لیوان شکسته‌بود! تقریبا کتابی تو کتابخونه نمونده‌بود. تمام خودکارام رو زمین پخش و پلا بودن. لباسایی رو زمین بودن که حتی یادم نمیومد آخرین بار کِی پوشیدمشون و اولین چیزی که با دیدن این صحنه یادم افتاد ۵ وعده‌ست که چیزی نخوردم! بی‌اختیار و ناخودآگاه از اطمینان پیداشدن شکلات تو کیفم، دستمُ واسه برداشتن نزدیک‌ترین کیفم دراز کردم. بالاخره از تو کیفم یه تیکه شکلات پیدا کردم و بعد از ۵ وعده غذایی دارم شکلات می‌خورم. از یه گوشه‌ای گوشیمُ پیدا کردم که به معمولی‌ترین حالت ممکن پیامامُ جواب بدم. 

   هنوز سعی نکردم اتاقمُ جمع کنم و بی‌نهایت خوشحالم که کسی خونه نیست. کاش این خلوت کش بیاد. هنوز نه حوصله غر زدنای مامانُ دارم که میگه دو روزه غذا نخوردم نه نصیحتای مادرانه-خواهرانه نسرینُ...

  • نمایش : ۲۹
  • ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    همه‌تون رهگذرید...

    https://t.me/picture_me_a_new_world