the doomed fallen

freedom is a lonely road

ریشه

  • Leyli
  • جمعه ۳ فروردين ۹۷
  • ۱۲:۱۷

   فکر می‌کردم دوباره شروع کردن برای نوشتن تو یه فضای جدید باید خیلی راحت‌تر باشه. باید کلی آپشن جدید داشته‌باشی و اختیاراتی که خب ورای تصور به نظر می‌رسیدن. انگار هوایی که این‌ور استشمام می‌کردم قرار بود آزادتر باشه، تازه‌تر باشه، سرزنده‌تر کنه، اما داستان همیشه به همون منوالی که انتظارشُ داریم پیش نمی‌ره. وقتی فضاتونُ تغییر میدین ریشه‌هاتون تا زمانی که دوباره بتونین به فضای جدید عادت کنین رو هوا می‌مونن. بیرون موندن ریشه‌ها ضعیفتون می‌کنه، خشکتون می‌کنه. وقتی گذشته‌تونُ پشت‌سر می‌ذارین و از نو شروع می‌کنین یه آدم بی‌تاریخین. یه آدم بدون گذشته. تمام چیزایی که پشت‌سر گذاشتین حالا به جایی تعلق دارن که دیگه به شما تعلقی نداره. تمام داستانتون لابه‌لای صفحات تار وبلاگی که می‌دونین دیگه قرار نیست آپدیت بشه به تاریخی می‌پیونده که حتی خودتون قرار نیست دیگه سراغش برین. آدم بی‌تاریخ آدمیه که ریشه ندونده. آدمیه که هنوز ریشه‌هاش رو هواست.

   من گذشته‌ای ندارم. گذشته‌مُ لابه‌لای صفحات وبلاگم تو بلاگ‌اسکای جا گذاشتم. تمام سطرایی که اونجا نوششتم، تمام کلماتی که دیگه هرگز بعد از این خونده‌نخواهندشد گذشته‌ای بود که جا موند، اما خب قصد ندارم تا ابد ریشه‌هام اینجا رو هوا بمونن. محیا بهم میگه باید بنویسم. از چیزایی که می‌بینم، از چیزایی که صرفا می‌بینم. جزئیاتی که احتمالا از دید بیشتر آدما پنهان می‌مونه. می‌خوام از جزئیات کمتر دیده‌شده بگم.
   یه دفتر اسکچ مشکی دارم. هیچ‌وقت یاد نگرفتم خوب نقاشی بکشم. نقاشی چیزیه که باید تو خونت باشه. محیا یاد گرفت. محیا خوبم می‌نویسه. اون اسکچ مشکی همین‌جوری زشت و خمیده وقتی کم‌کم روش خاک می‌شینه گوشه قفسه کتابامه. یه اسکچ بزرگ‌ترم دارم. از اونایی که جلد پارچه‌ای دارن. به بهانه نقاشی‌کشیدن وقتی که روزای اول هنوز هیجان داشتم صفحه اولشُ سیاه کردم. سیاه شاید خیلی کلمه تمیزی به نظر برسه. بعد از اون تصمیم گرفتم حتی اگه میلیون‌ها میلیون دفتر و مداد و خودکار و آبرنگ و این‌چیزا داشتم دیگه سعی نکنم نقاشی بکشم. دنیای نقاشی رو به سخره می‌گرفتم با قلم دست‌گرفتنم. همون روز بود که فهمیدم من هیچ‌وقت آدم خلاقی نبودم. اولین اصل برای خلاق بودن خستگی‌ناپذیربودن و من به غایت سریع از تلاش‌کردن خسته شدم. هیج‌وقت نمی‌تونم اون‌قدر صبور باشم که بتونم منتظر بمونم تا پیشرفتم رو از صفر تا صد ببینم. همیشه باید از یه جاهایی نزدیک ۴۰ شروع کنم و بالاتر از ۸۰ نمی‌رم.
   داستان نوشتنم هم از همین‌جا شروع شد. روزای اولی که به قصد نوشتن قلم دست گرفتم از این که مجبور بودم به خاطر نمره واسه معلم تخسی که همیشه باهاش مشکل داشتم چیزی بنویسم از خودم بدم میومد. از نوشتن بدم میومد. استعدادی نداشتم. محیا اما خوب می‌نوشت. یه کمی که گذشت نوشته‌هامونُ دروبدل می‌کردیم تا واسه همدیگرُ خونده‌باشیم. بعد از اون داستان، ماجرای نوشتنم تا ۲۱ خرداد ۹۶ مسکوت ماند. از روز ۲۱ خرداد ۹۶ تا الان می‌نویسم... 

  • نمایش : ۶۴
  • 🍁 غزاله زند
    واقعا حس میکنم اتفاق ترسناکیه وقتی نوشته‌ها و کلماتت رو‌ رها کنی توی دنیایی که قراره مسکوت بمونه! ولی ترسناک‌تر از اون اینه که دیگه هیچ‌جا ادامه ندی و دنیای جدیدت رو نسازی :)  تاریخِ خودت رو خوب بساز ;) 
    آره عزیزم واقعا تلخه...
    هیچ‌وقتِ هیچ‌وقت این‌کارُ نکن...
    مرسیی..
    حتما...
    همیشه می‌نویسم :-)
    شقایق
    تو تا ابد بنویس
    اصلا فرقى نداره این وبلاگ یا قبلیت
    مهم اینه که نوشته هات روح داره
    ارتباط برقرار میکنه با خواننده
    قدر نوشتنتو بدون
    بنویس و بدون ما همیشه منتظر نوشتنتیم
    =)
    پیمان محسنی کیاسری
    این فونت جدید خوندنش برام خیلی راحت‌تر از قبلیه هست.
    فونت خوبیه.
    راستش اتفاقی این‌جوری شده😂
    اگه خیلی با این راحت‌تری رو همین می‌مونم...
    پیمان محسنی کیاسری
    بقیه رو نمی‌دونم :))) ولی من قبلیه رو نمی‌تونستم راحت بخونم.
    اگه از فونت من هم خوشت می‌یاد می‌تونم بدمش
    راستش فونت قبلیه یه جور امضائه...
    و خب کمتر کسی ازش استفاده می‌کنه...
    چه‌جوری باید فونتتُ بگیرم؟🤔
    پیمان محسنی کیاسری
    اون فونت٬ فونت چاپ قدیم فکر کنم. استانداردش اینه که برای نشون دادن شبه کد‌های کامپیوتری استفاده بشه اگه اشتباه نکنم.

    کار یک دقیقست، css و html یه کمی بلدی؟ اگه بلدی کافیه لینک فونتمو بدم.

    و اگه نه، می‌خوای کد قالب رو بده یه دقیقه درستش کنم.
    آره ولی خیلی خوشگلهه...
    من css بلد نیستم...
    ولی می‌تونم کد قالبُ واست بفرستم😅
    البته ببخش دردسره...
    پیمان محسنی کیاسری
    نه اصلا نیست
    خیلی سادست. بفرست
    مرسییی =)))
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    In the end, we'll all become stories

    "Margaret Atwood"

    https://t.me/picture_me_a_new_world