the doomed fallen

freedom is a lonely road

بگو بگو

  • Leyli
  • شنبه ۱۱ فروردين ۹۷
  • ۱۵:۰۳

   این که تو تشخیص صریح اتفاقاتی که دوروبرم میوفته مشکل دارم، مسئله‌ایه که واقعا واسم تازگی نداره. همیشه صحنه‌‌هایی که قاعدتا معنی داشته‌باشن و من نمی‌فهمم تنها چیزی که ازشون می‌مونه افسردگی و پشیمونی خنگ بودنمه. اولین آهنگی که واسم فرستاد "نامه" بود. هنوز وقتی گوشش می‌کنم صدای عشقُ تو خوانندگی نامجو می‌شنوم. لابه‌لای غزل حافظ حسش می‌کنم. داستان قشنگیه...

  بعدها وقتی با عجله و هیجان داشت واسم داستان تعریف می‌کرد و من ذوق‌زده‌تر تند تند می‌گفتم بگو بگو، واسم "بگو بگو" نامجو رو فرستاد. روزایی که با بگو بگو پر می‌شد. دوستایی که از این آهنگ خوششون میومد و آیرینی که نامجو رو آقای بدصدا خطاب می‌کرد...

  هیچ‌وقت قبل از این داستانا نامجو خواننده محبوبم نبود، ولی نامجو به مرور واسه من شد صدای عشق. صدای دوست‌داشته‌شدن، صدای به یاد سپرده‌شدن. این که حواسش هست. این که وقتی دلش تنگ میشه آهنگ می‌فرسته...


بگو بگو - نامجو

 
 

نامه - نامجو

 

 

  • نمایش : ۴۱
  • نیوزا
    یا حضرت نامجو :)
    =)))
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    In the end, we'll all become stories

    "Margaret Atwood"

    https://t.me/AsSheSays