مگه آدما چه‌قدر می‌تونن ترسناک باشن؟

  • Leyli
  • يكشنبه ۹ ارديبهشت ۹۷
  • ۱۰:۳۹

   به مثال دوران کودکی از دیدن بعضی از آدم‌های پررنگ اما قدیمی زندگیم می‌ترسم. آدمایی که روزایی باهاشون خوب بودم و الان نمی‌دونم اگه تو سالن از روبه‌روم بیان باید چی کار کنم. تمام ترسم از برگشتن به دانشگاه دیدن دوباره آدماییه که دوست‌ندارم ببینمشون. کاش می‌شد از اینجا رفت...

  • نمایش : ۴۱
  • حمـ ید
    احتمالا همه ی ترسها همونقدر ترسناکن که ما در درون افکارمون ازشون میترسیم.

    درسته...
    روشن شدگی
    ذهن یک واقعیت مجزا از واقعیتی که در جریانه می‌سازه. به حرفای ذهن‌تون گوش ندید و با حس خوب به دانشگاه برید، آن وقت خودتون متوجه خواهید شد که منظورم چیه.
    درسته...
    نباید به چیزایی که تو ذهنم جریان داره دقت کنم...
    روشن شدگی
    بهتره با واقعیت روبرو بشید بدون هیچ ذهنیتی. با روی خوش از کنارشون بگذرید.
    متوجهم ولی غالبا ذهن من خلاق‌تر از چیزیه که بتونم بدون ذهنیت پیش برم...
    ممنون...
    روشن شدگی
    جسارتا به هرحال باید سعی کنید بر ذهن‌تون غالب بشید تا ذهن‌تون بر شما. شما صاحب آن هستید، نه ذهن.
    بله بله کاملا قبول دارم...
    یادمه تو یه سری آموزش‌های خاموش‌کردن صدای ذهنم که تو یه کتاب از وین دایر خونده‌بودم این جمله رو دقیقا خوندم...
    فکرکنم دوباره باید تمرین کنم...
    Os fur
    من نسبت به تمام افرادی که مدتی رو باهاشون گذروندم همین حس رو دارم، اکراه از برخورد، ترس و شرم...
    اینا شاید نشان تغییر مداومه
    راستش من بهش به چشم یه تغییر مدام نگاه نمی‌کنم...
    من تو دنیایی آزادترم که کسی منُ نشناسه...
    آزادی تو ناشناخته باقی‌موندنه و هر چی تعداد آدمایی که منُ می‌شناسن بیشتر باشه آزاد من محدودتره و بیشتر آزارم می‌ده...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    همه‌تون رهگذرید...

    https://t.me/picture_me_a_new_world