the doomed fallen

freedom is a lonely road

8:24

  • Leyli
  • يكشنبه ۱۳ اسفند ۹۶
  • ۱۲:۲۱

   زمان یک اتفاق مریض است، من این جمله را خیلی دوست دارم؛ خیلی جاها توی مهمانی‌ها یا توی حیاط بیمارستان یا وسط بحث‌های جدی، یکهو این جمله می‌گویم، هیچ‌کس نمی‌فهمد یعنی چه، خودم هم هیچ‌وقت نفهمیدم منظورم از این جمله چیست، اما چیزی که خوشحالم می‌کند این است که کلماتش بهم می‌آید، بهم آمدن چیزها مهم است. سهل‌انگاریست که آدم، وقتی این‌طور بی‌کلمه دارد می‌رود، دست کم به شکل آمدن چیزها، دقت‌نکرده‌باشد.



کوریون، مزامیرورشو

08:37

  • Leyli
  • يكشنبه ۱۳ اسفند ۹۶
  • ۱۰:۱۴

   بعد گفتم تنهایی پنج روز است، روز اول شمعدانی‌هاست، روز دوم گلدسته‌هاست، کاشیِ مناره‌های یکشنبه، سومی را یادم نبود، چیزی نمی‌گفتم اما، از روی دست من می‌نوشت، فکر کردم، حقیقتا فکر کردم، بعد گفتم تنهایی سه روز است، روز اول شمعدانی‌هاست، روز دوم مناره‌هاست، مسقطی‌های پنج‌شنبه، روز سوم گمان‌است، گمان این که شاید چیزی، شاید همه‌چیز، به روز پنجم کشیده‌می‌شد...



کوریون، مزامیرورشو

In the end, we'll all become stories

"Margaret Atwood"